اندیشکده «رند» بررسی کرد برنامه «سیستم نبرد آینده» ارتش آمریکا
اندیشکده «رند» با بررسی کلی برنامه «سیستم نبرد آینده» ارتش آمریکا، به ارزیابی شش جنبه مختلف از این برنامه که در سال 2009 لغو شد، میپردازد.
به گزارش حیات، اندیشکده «رند» در مقالهای به قلم جمعی از کارشناسان و تحلیل گران از جمله «کریستوفر جِی پِرنین»، «الیوت اَکسل باند»، «جفری دِرزنر»، «برایان دایل»، «جان گوردون»، «بروس هِلد»، «اسکات مک ماهون»، «والتر پِری»، «کریستوفر رایزی»، «پیتر ویلسون» و «جری سولینگر» به بررسی برنامه «سیستم نبرد آینده» ارتش آمریکا پرداخت و دراین باره نوشت: سیستم نبرد آینده (اِف سی اِس)، گستردهترین و جاهطلبانهترین برنامه تحقیقاتی در تاریخچه ارتش آمریکا بود.هدف از این برنامه تنها ارزیابی یک سیستم نبود بلکه ارزیابی یک مجموعه کامل از سیستمها که از ساختارهای متفاوت به منظور کارکرد تحت یک اصول کاملاً جدید در زمینه شبکههای بیسیم یکپارچه تشکیل شده بود را نیز دربر میگرفت. دامنه و گستردگی این برنامه قابل توجه بود و همچنین تلاش ها به منظور نوسازی ارتش را نیز به خوبی شرح میداد.برنامه اِف سی اِس درسال 2009 لغو شد. علی رغم آن که برخی از اجزای این برنامه به سایر برنامهها انتقال یافت، این برنامه به عنوان یک شکست کامل محسوب میشود و این شکست منجر به از بین رفتن اعتماد به نفس در داخل و خارج از ارتش در زمینه تواناییهای تحقیقاتی شده است.ارتش تاکنون تلاشهای بسیاری را به منظور ارزیابی پیامدها پس از اجرای اِف سی اِس انجام داده است، اما این تلاشها تاکنون ثمربخش نبوده است و علاوه براین، جمع آوری اطلاعات دراین زمینه از یک روند هدف دار و سازمان یافته به منظور تضمینِ بی طرفانه بودن ارزیابیها برخوردار نیست.درسال 2010، مدیربخش تحقیقات ارتش از مرکزتحقیقاتی «آرویو» وابسته به اندیشکده تحقیق و توسعه درخواست کرد تا به ارزیابی شرایط پس از اجرای برنامه اِف سی اِس بپردازد. این ارزیابی ها دو هدف را دنبال میکرد. اولاً، مرکز آرویو قادر بود یک نگاه عمیق برآنچه که درطول اجرای این برنامه رخ داده بود داشته باشد و از این طریق میتوانست برخی از ابهامات موجود در این زمینه را برطرف سازد و درنتیجه زمینههای لازم به منظور بحث و بررسی بیشتر در داخل و خارج از ارتش فراهم میشد. ثانیاً، مرکز آرویو قادر به شناسایی نکاتی بود که ارتش باید آنها را از روند اجرای این برنامه حذف میکرد. ارتش درحال حاضر ازبرخی ازاین نکات آگاهی یافته است، اما هنوز هم نکات بسیاری دراین زمینه وجود دارد.هدف نهایی از این ارزیابیها فراهم ساختن نکاتی است که ارتش ازطریق آنها می تواند به بررسی دقیق تر درزمینه توسعه برنامه های تحقیقاتی در آینده و دستیابی به سیستم های پیچیده همانند اِف سی اِس بپردازد. خلاصه ارزیابی ما در زمینه برنامه اِف سی اِس این است که قصد ارتش از ایجاد چنین برنامه ای کاملاً صحیح بوده است، اما روند اجرای این برنامه چالش های بسیاری را به همراه داشته است.ما در اینجا به ارزیابی شش جنبه متفاوت از این برنامه می پردازیم: پیش زمینه برنامه، سیر تکاملی هزینه، زمان و عملکرد برنامه، شرایط و پیش نیازهای برنامه، مدیریت برنامه، قراردادهای برنامه و فناوری مرتبط با برنامه. روند ارزیابی شرایط و پیش نیازهای برنامه بسیار مفصل است، بنابراین این روند را از دو جهت مورد بررسی قرار میدهیم: روند شکلگیری پیش نیازها و سیر تکاملی شرایط درطول برنامه.1. پیش زمینه برنامهمانورهای نظامی در زمینه شناسایی نقاط ضعف بسیار موثر عمل می کنند، اما نمی توان آنها را به عنوان یک مصداق واقعی ازجنگ به حساب آورد. هدف اصلی درزمینه اجرای مانورهای نظامی که منجر به ایجاد برنامه اِف سی اِس شد، تأکید بر مسائل مهم و برجسته بود. اما این هدف در طول اجرای برنامه نادیده گرفته شد و اهمیت تفسیر و ارزیابی مانورهای نظامی در تدوین مفاهیم ارتش معنای گستردهتری به خود گرفت و این امر عدم توجه به مسائل ضروری در تصمیمگیری های نظامی را به دنبال داشت.فرضیات مبهم و نامشخص میتوانند پیامدهای مانورهای نظامی را تحت تأثیر قرار دهند. نکته کلیدی در هرگونه تجزیه و تحلیل در این زمینه این است که فرضیات به طور دقیق شناسایی شوند و اهمیت آنها به منظور هرگونه نتیجهگیری در آینده مدنظر قرار گیرد.هنگامی که نتایج مانورهای نظامی ارزیابی میشود، باید به اهمیت فرضیات مورد بحث در برنامه اِف سی اِس نیز توجه ویژهای کرد. قابلیتهای تحلیلی از اهمیت ویژهای در موفقیت برنامههای تحقیقاتی گسترده و پیچیده برخوردار هستند. گسترش مفاهیم و ارزیابی خطرات، ابهامات، هزینه ها و سنجش تواناییهای فنی، همگی از ملزومات یک مطالعه دقیق و پیچیده هستند. درحین اجرای برنامه اِف سی اِس، قابلیتهای ارتش به منظور هدایت چنین ارزیابی هایی بسیار پایین بود و این قابلیت ها قادربه تأثیرگذاری بر تصمیم گیری ها درسطوح بالا نبودند.اِف سی اِس نشان داد که ارزیابی فنی و قابلیتهای تحلیلی نقش مهمی را در به کارگیری مفاهیم جدید به منظور رشد و ترقی برنامههای تحقیقاتی ایفا میکنند. آزمایش فرضیات فنی و کلیدی منجر به ایجاد مفاهیم جدید در ارتش میشود که میتواند مسائل مهم در زمینه موفقیت برنامههای تحقیقاتی را شناسایی نماید.مفاهیم جدید در ارتش به منظور عملکرد بهتر ِاین برنامه در این بازه زمانی کاملاً یکپارچه و بدون جایگزین بودند. مفاهیمی مانند مهارتهای استراتژیکی و عملیاتی که برتری بخش عملیاتی و زرهی ارتش بربخش اطلاعات را به دنبال داشت، نشان می دهد که ارتش درک روشنی از فناوری های قابل اجرا و ضروری به منظور برطرف ساختن نیازها درآینده ندارد.این مفاهیمِ غیرقابل تغییر سرانجام توانستند دربرنامه اِف سی اِس نفوذ پیدا کنند. گسترش مانورهای نظامی به جای ارزیابی و محک زدن این مفاهیم، منجربه تثبیت آنها شد و جامعه فنی ارتش نتوانست مشکلات درمفاهیم را پیش از آغاز اجرای برنامه اِف سی اِس شناسایی کند. درنهایت، این مفاهیم همانند شرایط اولیه برای اجرای برنامه اِف سی اِس، بدون حمایت های فنی، سازمانی و عملیاتی با یکدیگر ادغام شدند.افزایش بررسیها و ملاحظات د رارتش، منجربه تقویت برنامه های اکتشافی و ایجاد مفاهیمی موثرتر در این زمینه خواهد شد. برنامه اِف سی اِس نشان داد که درک محتوای فنی در مقیاس گسترده در ارتش، از اهمیت بالایی برخوردار است. گاهی اوقات نیز گسترش مفاهیم نیازمند تلاش های مضاعف دراین زمینه است.در واقع این امر مستلزم افزایش همکاریها میان تحلیلگران، جامعه فنی (جامعه صنعتی، علمی و فنی ارتش) و جامعه تحقیقاتی است تا بتوانند از این طریق به یک توافق نظرکلی در زمینه عملکرد برنامه، خطرات فنی و هزینهها دست یابند. این امر همچنین به تغییرات کلی درزمینه چگونگی تأثیرگذاری مانورها و آزمایشات درارتش برگسترش مفاهیم نیاز دارد. ایجاد مفاهیم جایگزین در داخل و خارج از ارتش نیز منجربه تقویت دیدگاه های مفهومی دراین زمینه خواهد شد.2. سیرتکاملی هزینه، زمان و عملکرد برنامهمشارکت مقامات ارشد میتواند موجب افزایش انگیزهها در یک پروژه تحقیقاتی شود. حمایتها از جانب مقامات سطح بالای ارتش در هنگام آغاز برنامه اِف سی اِس بسیار قابل توجه بود و پیشرفت سریع در روند اجرای این برنامه وسیع و پیچیده را به دنبال داشت. تلاشها به منظور پیش برد هرچه سریعتر برنامه منجر شد که نیازهای اولیه در این زمینه به سرعت فراهم شود و برنامه طبق زمان بندی پیش رود.میتوان گفت که مشارکت مقامات ارشد ارتش، هم پیامدهای مثبت و هم پیامدهای منفی را برای این برنامه به همراه داشت، اما این مشارکت تأثیرات مثبتی را درزمینه قابلیت های فنی و اطلاعاتی به منظور رویارویی با چالش ها به دنبال نداشت.تغییرات عمده در روند یک برنامه تحقیقاتی موجب سردرگمی و کاهش حمایت ها از آن برنامه می شود. برنامه اِف سی اِس با بی ثباتی ناشی از تصمیم گیری های مقامات ارتش مبنی برتغییرات مداوم درساختار این برنامه روبرو بود.این تغییرات به دلیل پیشرفت های حاصل از عملیات های اجراشده درافغانستان و عراق و تقویت اطلاعات دراین زمینه ایجاد می شد. روند اجرای برنامه اِف سی اِس دوبار تغییر یافت و این امر منجربه طولانی ترشدن روند برنامه و ایجاد تغییرات عمده در قراردادهای مربوط به آن شد.تمام این عوامل شرایط را برای اجرای موثر چنین برنامه تحقیقاتیِ جاه طلبانه ای دشوارتر ساخت. درواقع این تغییرات باعث شد تا چگونگی اجرا و مدیریت برنامه اِف سی اِس با مشکلات متعددی روبرو شود و همچنین حمایت های داخلی و خارجی ازاین برنامه کاهش یابد.تخمین هزینهها در رابطه با چنین برنامههای گسترده و پیچیدهای بسیار دشوار است و همواره در معرض تفسیرهای متعددی که منجربه تضعیف در روند اجرای این برنامه ها میشود، قرار دارد. در واقع تخمین هزینهها امری چالش برانگیز، به ویژه از لحاظ مسائل نرم افزاری، روند یکپارچه سازی و اجزای مربوط به روند تکامل برنامه محسوب میشود. این چالشها میتوانند تخمینهای متعدد و متفاوت، مشکلات در اجرای مقرون به صرفه برنامهها و سردرگمی در تعیین بودجههای نظامی در این زمینه را به دنبال داشته باشند.طولانی شدن زمان اجرای یک برنامه تحقیقاتی، روند پیشرفتِ آن برنامه را با مشکلاتی روبرو میسازد. طولانیتر شدن روند اجرای برنامه اِف سی اِس به منظور افزایش حمایتها از برنامه های آتی صورت پذیرفت. گرچه این برنامه اهداف کاملاً سودمندی را دنبال می کرد، اما دستورالعمل های نامشخص و تغییر دراهداف، مانع از اجرای صحیح این برنامه شد.چنین برنامه های تحقیقاتی وسیع و پیچیده ای بسیار زمان برهستند. علی رغم آنکه برنامه اِف سی اِس همچنان به عنوان یک پروژه عظیم و بی نظیر محسوب می شود، اما روند پیشرفت آن بسیارکند و نقاط عطف آن نیز بسیار ناچیز بود. این برنامه همچنین نشان داد که روند اجرای چنین پروژه هایی به زمان زیادی نیاز دارد. بنابراین، اکثر زمان بندی های مربوط به اجرای چنین پروژه های وسیعی غیرواقعی هستند و برای ادامه روند اجرای این پروژه ها، باید تغییرات عمده ای در زمان بندی های آنها ایجاد شود.